غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
196
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
سهل بن نوبخت . در زايجهء او نگريستند و چنان تقدير كردند كه از آن روز پنجاه سال ديگر زندگى خواهد كرد . ولى از آن وقت كه اين سخن گفتند بيش از ده روز در جهان نپاييد . مدت خلافتش پنج سال و نه ماه بود و مدت عمرش سى و دو سال . حسن بن سهل بن نوبخت را كتابى است در انواء « 506 » . آل نوبخت همه از دانشمندان بودند و صاحب انديشهاى صائب و آنان را در علوم اوايل دستى توانا بود ، نه مانند حسن . احمد بن هارون شرابى در مصر حكايت كرد كه متوكل براى او نقل كرد كه در ايام خلافت واثق ، يوحنا بن ماسويه با واثق در دجله بر سكّويى نشسته بودند . واثق نيى در دست داشت كه بر آن قلاب ماهيگيرى زده بود . قلاب در آب افكند ولى هيچ ماهيى صيد نكرد . روى به يوحنا بن ماسويه كه در جانب راستش نشسته بود كرد و گفت : اى شوربخت بدشگون از جانب راست من برخيز . يوحنا گفت : يا امير المؤمنين سخن محال مگوى ، پدر يوحنا ماسويهء خوزى است و مادرش رسالهء صقلابى است كه به هشتصد درهم خريده شده است ، چنان سعادت به يوحنا روى آورده كه نديم خلفا شده است و همدم و همصحبت آنان ، و تا آنجا دنيا به كام او شده كه تصورش را هم نمىكرد . از بزرگترين محالات است كه چنين كسى شوربخت باشد . ولى اگر امير المؤمنين بخواهد مىگويم كه شوربخت كيست . واثق پرسيد : كيست ؟ گفت آنكه چهار پدرش خليفه بودهاند و خداوند خلافت را به سوى او راند ولى او خلافت و قصور خلافت را رها كرده و در دكهاى بيست ذراع در بيست ذراع در وسط دجله نشسته است و هر آن بيم آن مىرود كه بادى سخت بوزد و در آب غرقش كند . او خود را به صورت بينواترين و بدترين مردم دنيا يعنى صيادان ماهى درآورده است . متوكل گفت : سخن در او مؤثر افتاد ولى به احترام من خويشتندارى كرد . المتوكّل على الله جعفر پسر المعتصم باللّه پس از مرگ برادرش واثق با او بيعت شد . در اين هنگام بيست و شش سال داشت . در سال 233 ميخائيل پسر تئوفيلوس بر مادر خود تئودورا بشوريد و او را واداشت